کشف ابزارهای عاج ماموت در آلاسکا، آیا زمان ورود انسان به آمریکای شمالی قدیمی تر از چیزی است که فکر می کردیم؟
به گزارش سفر به روسیه، در سرزمین هایی که امروز بیشتر با سکوت، یخ و زمستان های طولانی شناخته می شوند، زمانی انسان هایی زندگی می کردند که آثارشان هنوز به درستی کشف نشده.
در آلاسکا، از دل خاکی که حدود 14 هزار سال دست نخورده مانده، ابزارهایی از عاج ماموت و سنگ بیرون آمده که داستانی قدیمی تر از روایت های رسمی را زمزمه می نمایند. این ابزارها فقط اشیای باستانی نیستند، بلکه نشانه هایی از حضور انسانی اند که زودتر از انتظار به آمریکای شمالی رسیده است.
کشف ابزارهای عاج ماموت در آلاسکا نشان می دهد مسیرهای مهاجرت انسان در عصر یخبندان ساده و خطی نبوده اند.
آنچه پیدا شده، از نظر فناوری به فرهنگ کلوویس شباهت دارد، اما از نظر زمانی جلوتر از آن است. همین فاصله زمانی کوتاه، تصویر جاافتاده نخستین ساکنان قاره آمریکا را به چالش می کشد. گاهی چند ابزار خاموش می توانند تاریخ را وادار نمایند دوباره از نو حرف بزند.
این ابزارها دقیقاً چه هستند و چرا مهم اند؟
پژوهشگران می گویند در محوطه ای در دره میانی تانانا در آلاسکا، نشانه های فراوری ابزار سنگی و ابزار عاج ماموت دیده اند. این فقط یک یافته منفرد نیست، چون همراه ابزارها شواهدی از آماده سازی غذا، آثار سوختگی و تراش کاری سنگ هم وجود دارد که به فعالیت انسانی پیوسته اشاره می کند.
خود ابزارها شباهتی جدی به ابزارهایی دارند که در فرهنگ کلوویس مشهور شده اند، فرهنگی که یکی از قدیمی ترین فرهنگ های دارای شواهد روشن در آمریکای شمالی به شمار می رود. اما نکته کلیدی این است که تاریخ لایه ای که ابزارها از آن بیرون کشیده شده اند حدود 14 هزار سال پیش برآورد می شود و این از زمان تمدن کلوویس قدیمی تر است.
همین تفاوت زمانی، محوطه تانانا را در ردیف کهن ترین نقاط باستان شناسی قاره آمریکا قرار می دهد. کشف ابزارهای عاج ماموت در آلاسکا فقط کشف چند شیء تاریخی نیست، بلکه مسیرهای مهاجرت و ریشه های فناوری انسان در عصر یخبندان را از نو می نویسد.
چه بر سر روایت کلوویس می آید؟
در بخش بزرگی از قرن بیستم، روایت غالب این بود که مردم کلوویس نخستین گروه انسانیِ ساکن آمریکای شمالی بوده اند و از مسیر پل زمینی برینگ وارد شده اند. این پل زمینی برینگ یا برینگیا (Beringia)، زمانی سیبری و آلاسکا را به هم وصل می کرد و در دوره های پایین بودن سطح دریا امکان عبور می داد. اما در سال های اخیر شواهدی پیدا شده که این تصویر ساده را به هم زده است.
یکی از بحث برانگیزترین نمونه ها ردپاهای انسانی در وایت سندز نیومکزیکو است که بر اساس بعضی تاریخ گذاری ها قدمتی بالاتر از 20 هزار سال دارند، هرچند روش تاریخ گذاری محل اختلاف به جای مانده است. همزمان ایده مسیر ساحلی جلبک دریایی یا بزرگراه جلبک ساحلی (Coastal Kelp Highway) مطرح شده که می گوید گروهی از مهاجران می توانستند از مسیر ساحلی و منابع دریایی عبور نمایند، حتی وقتی بخش هایی از مسیرهای داخلی زیر یخ بوده است.
ابزارهای تازه کشف شده آلاسکا از همین زاویه مهم اند، چون می توانند نشان دهند یک پیوند واقعی میان شکارچیان برینگ و فناوری هایی که بعدتر در جنوب دیده می شود وجود داشته است.
چرا این یافته را حلقه گمشده میان برینگیا و کلوویس می دانند؟
در گزارش پژوهشگران، این نکته برجسته است که عاج ماموت یکی از امضاهای فنی فناوری کلوویس به شمار می رود و حضور آن در این محوطه شمالی معنای ویژه ای دارد. آن ها معتقدند روش های ساخت ابزارهای عاجی در دره تانانا به یک تمدنی با یک فناوری اشاره می کند که از سیبری تا دشت های بزرگ آمریکای شمالی سکونت داشتند.
یعنی گروه هایی که بعدها کلوویس شناخته شدند، احتمالاً پیش تر در نواحی کم تر یخ زده آلاسکا توقف داشته اند و در آنجا ابزارسازی و زندگی روزمره را پیش برده اند. سپس با عقب نشینی یخ ها، امکان حرکت به سمت جنوب از میان گذرگاه های میان ورقه های یخی فراهم شده. چنین تصویری شرح می دهد چرا در شمال، نشانه های کارگاهی و مواد خام دیده می شود و در جنوب، فناوری به شکل کامل تر ظاهر می شود.
با این حال خود محققان هم تأکید می نمایند که این کشف، حضور انسان های پیشاکلوویس را به طور کامل رد نمی کند و فقط یک قطعه مهم به پازل اضافه می کند. برای قطعی کردن داستان مهاجرت، داده های دی اِن اِی باستانی (Ancient DNA) و اطلاعات اقلیمی دیرینه (Paleoclimate Data) ضروری است تا زمان بندی و مسیرها دقیق تر شوند. بنابراین ارزش اصلی این کشف ابزارهای عاج ماموت در آلاسکا این است که یک مسیر محتمل را تقویت می کند، بدون آنکه ادعا کند همه پاسخ ها را یافته است.
محوطه هولزمن چه تصویری از زندگی نخستین آلاسکایی ها می دهد؟
محوطه باستان شناسی هولزمن در دره میانی تانانا، یکی از کلیدی ترین نقاط این کشف تازه به شمار می رود. پژوهشگران در این محل توانسته اند شواهد مستقیمی از رفتارهای روزمره انسان های عصر یخبندان را ثبت نمایند. این شواهد فقط به ابزار محدود نمی شود و شامل بقایای جانوری، رنگ دانه اُخرا یا Red Ochre، آثار سوختگی و نشانه های تراش سنگ است.
چنین ترکیبی نشان می دهد که این مکان صرفاً یک ایستگاه گذری نبوده است. انسان ها در این نقطه توقف کرده اند، منابع را پردازش کرده اند و برای مدتی زندگی روزمره داشته اند. همین الگو به باستان شناسان اجازه می دهد از مفهوم سکونت موقت اما سازمان یافته سخن بگویند. به بیان دیگر، هولزمن تصویری زنده از نخستین آلاسکایی ها ارائه می دهد، نه فقط ردپایی خام و گذرا. این تصویر، نگاه ما به تطبیق انسان با محیط های سرد را عمیق تر می کند.
عاج ماموت و ابزارهای سنگی به چه چیزی اشاره دارند؟
در قدیمی ترین لایه این محوطه، یک عاج تقریباً سالم از ماموت ماده کشف شده است که اهمیت ویژه ای دارد. این عاج همراه با ابزارهای پولکی یا فلِیک (Flake Tools)، سنگ چکشی و بقایای جانوری پیدا شده است. ترکیب این مواد نشان می دهد که انسان ها نه تنها از ماموت ها بهره برداری می کرده اند، بلکه فرآوری هدفمند منابع را بلد بوده اند. در لایه ای کمی جوان تر که حدود 13700 سال قدمت دارد، شواهد حتی روشن تر می شود. پژوهشگران یک کارگاه بزرگ ابزارسازی شناسایی کرده اند که در آن کوارتز یا Quartz (Quartz) نقش اساسی داشته. کوارتز برای ساخت ابزارهای عاجی ضروری بوده و حضور فراوان آن تصادفی نیست. این یافته ها نشان می دهد که فراوری ابزار در این محل برنامه ریزی شده و متمرکز بوده است. چنین سطحی از سازمان دهی، درک ما از پیچیدگی فنی انسان های آن دوره را تغییر می دهد.
نخستین میله های عاجی آمریکا چرا اهمیت دارند؟
یکی از مهم ترین یافته های این محوطه، کشف قدیمی ترین ابزارهای میله ای از عاج در قاره آمریکا است. این میله ها که از عاج ماموت ساخته شده اند، احتمالاً کاربردهای چندمنظوره داشته اند. ممکن است از آن ها به عنوان اجزای نیزه، ابزار فشار یا حتی بخش هایی از سازه های ساده استفاده شده باشد. نکته مهم، مهارت فنی لازم برای ساخت چنین ابزارهایی است. عاج ماده ای سخت اما شنماینده است و کار با آن احتیاجمند تجربه و ابزار مناسب است. وجود این میله ها نشان می دهد که دانش فنی پیچیده تری نسبت به آنچه قبلاً تصور می شد، در شمال قاره وجود داشته است. این یافته ها با فناوری های شناخته شده فرهنگ کلوویس هم پوشانی دارند. همین هم پوشانی است که فرض تداوم فرهنگی از برینگیا تا دشت های بزرگ را تقویت می کند.
این کشف چه تأثیری بر نظریه های مهاجرت انسان دارد؟
ابزارهای عاج ماموت در آلاسکا به باستان شناسان یاری می نمایند شکاف میان شمال و جنوب قاره را بهتر درک نمایند. اگر انسان ها در حدود 14 هزار سال پیش در دره تانانا سکونت داشته اند، پس مسیرهای مهاجرت زودتر از تصور فعال بوده اند. این موضوع با عقب نشینی تدریجی یخ ها در اواخر پلیستوسن (Late Pleistocene) هم خوانی دارد. انسان ها احتمالاً در منطقه ها کم تر یخ زده توقف می کرده اند و سپس با بازشدن گذرگاه ها به سمت جنوب حرکت می کرده اند. این سناریو شرح می دهد چرا فناوری کلوویس ناگهان در جنوب ظاهر شده، بدون آنکه مراحل ابتدایی آن به خوبی دیده شده باشد. با این حال، خود پژوهشگران تأکید می نمایند که این کشف همه پرسش ها را پاسخ نمی دهد. امکان حضور انسان های پیشاکلوویس همچنان باز است و داده های ژنتیکی و اقلیمی باید این تصویر را کامل نمایند. بنابراین این کشف، یک بازتنظیم مهم در خط زمان است، نه انتها بحث.
چرا هنوز به داده های بیشتری احتیاج داریم؟
با وجود اهمیت بالای این یافته ها، باید در تفسیر باستان شناسی احتیاط کرد. ابزارها شواهد محکمی از فرهنگ و فناوری ارائه می دهند، اما برای بازسازی کامل مهاجرت ها کافی نیستند. داده های دی اِن اِی باستانی یا Ancient DNA (Ancient DNA) می توانند پیوندهای ژنتیکی میان جمعیت ها را روشن نمایند. بعلاوه داده های اقلیمی دیرینه به ما یاری می نمایند بفهمیم کدام مسیرها در چه زمانی قابل عبور بوده اند. بدون این اطلاعات، هر سناریویی تا حدی فرضی باقی می ماند. پژوهشگران به صراحت گفته اند که یافته های آلاسکا، یکی از موج های مهاجرت را تقویت می کند، نه همه آن ها را. این رویکرد محتاطانه، ارزش علمی کشف را بالا می برد. چون نشان می دهد داده ها برای روایت سازی عجولانه به کار نرفته اند. نتیجه این است که داستان ورود انسان به آمریکا همچنان باز و در حال تکمیل است.
جمع بندی
کشف ابزارهای عاج ماموت در آلاسکا نشان می دهد انسان ها دست کم 14 هزار سال پیش در آمریکای شمالی حضور فعال داشته اند. این یافته ها پیوند فناورانه ای میان شکارچیان برینگیا و فرهنگ کلوویس را تقویت می کند. شواهد محوطه تانانا نشان می دهد سکونت انسانی پیش از توسعه به جنوب شکل گرفته است. این کشف خط زمان مهاجرت انسان به قاره آمریکا را دقیق تر و پیچیده تر می کند.
سؤالات رایج
چرا ابزارهای عاج ماموت برای باستان شناسان مهم اند؟
زیرا عاج ماموت ماده ای شاخص در فناوری انسان های عصر یخبندان بوده است. روش ساخت این ابزارها اطلاعات دقیقی درباره مهارت فنی و تداوم فرهنگی می دهد. این ابزارها مسیرهای مهاجرت و انتقال دانش را روشن تر می نمایند.
آیا این کشف ثابت می کند کلوویس نخستین انسان های آمریکا نبودند؟
این یافته ها روایت ساده نخستین بودن کلوویس را به چالش می کشد. اما حضور انسان های پیشاکلوویس را هم به طور قطعی اثبات یا رد نمی کند. باستان شناسان هنوز به داده های بیشتر احتیاج دارند.
دره تانانا چرا در مهاجرت انسان اهمیت دارد؟
این منطقه یکی از گذرگاه های طبیعی میان برینگیا و جنوب قاره بوده است. یافته ها نشان می دهد انسان ها در آنجا توقف و سکونت موقت داشته اند. همین توقف می تواند مرحله ای کلیدی در مهاجرت به جنوب باشد.
آیا این ابزارها نشان دهنده سکونت دائمی هستند؟
شواهد موجود بیشتر از سکونت موقت اما سازمان یافته حکایت دارد. آثار آتش، ابزارسازی و فرآوری غذا این موضوع را تقویت می کند. برای اثبات سکونت دائمی، داده های بیشتری ضروری است.
چه داده هایی می توانند این نظریه را قطعی نمایند؟
دی اِن اِی باستانی یا Ancient DNA (Ancient DNA) پیوندهای جمعیتی را تعیین می کند. داده های اقلیمی دیرینه مسیرهای قابل عبور را نشان می دهند. ترکیب این اطلاعات تصویر مهاجرت را کامل تر می سازد.
منبع
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
با بیش از 20 سال نویسندگی ترکیبی مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران